خطا و عدالت | جملات قصار از ویلیام شکسپیر

عدالت قابل تربیت برای منافع ما نیست. هر کاری که انجام دهیم نتیجه آن را می بینیم و خطاهایی که از ما سر می زند تازیانه ای را به وجود می آورد که با آن مجازات می شویم.

آنان که توان آزردن دارند و هیچ کس را نمی آزارند به درستی که وارثان شکوه ملکوتند.

اشتباه را محکوم کن نه آنکه را اشتباه از او سر زده است.

سعادت و خوشبختی | جملات قصار از ویلیام شکسپیر

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد، بلکه خوشبختی و سعادت را باید در سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد.

هر کس فقیر و قانع باشد، ثروتمند است.

پول کالایی است که می توان با آن به همه جا وارد شد و همه چیز را به دست آورد، جز شرافت و سعادت.

خرد و زیبایی | جملات قصار از ویلیام شکسپیر

هرآنچه با نادرستی به دست آید، ناپسندی خواهد داشت.

فرد خردمند و هوشیار، هرجا گام نهد، نیک بختی و آسودگی خاطر، همراه او است؛ زیرا در جهان به جز خوبی و زیبایی، چیزی نمی بیند.

از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی دست نایافتنی، خود، کامیابی و پیشرفت بزرگی است.

زندگی نامه ویلیام شکسپیر

در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهکده ای نزدیک شهر «استرتفورد» در ایالت واریک انگلستان، زارعی به نام ریچارد شکسپیر زندگی می کرد. یکی از پسران او «جان» در حدود سال ۱۵۵۱ در شهر استرتفورد به شغل پوست فروشی مشغول شد و «ماری آردن» دختر یک کشاورز ثروتمند را به همسری برگزید. ماری در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ پسری به دنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت. این کودک به تدریج پسری فعال ، شوخ و شیطان شد ، به مدرسه رفت و زبان لاتین و یونانی را فرا گرفت. ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می گویند که او ابتدا شاگرد یک قصاب شد و چون از دوران نوجوانی دلبستگی شدیدی به ادبیات داشت، در موقع کشتن گوساله خطابه می سرود و شعر می گفت.
ادامه خواندن “زندگی نامه ویلیام شکسپیر”

جملات قصار از ویلیام شکسپیر

اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد!

خدا عشق را به شما هدیه نداد تا آن را در قلب خویش نگه دارید؛ عشقی که ابراز نشود، عشق نیست.

آوایی که از ژرفای وجودمان می شنویم، روح امیدوار را ناامید نخواهد کرد.