قصه آن که گنج نامه ای یافت … | حکایت

هر که فاضل‌تر، دورتر از مقصود.

هر چند فکرش غامض‌تر، دورتر است.

این کارِ دل است، کارِ پیشانی نیست.

قصّه‌ی آن که گنج نامه‌ای یافت که “به آن فلان دروازه بیرون روی،

ادامه خواندن “قصه آن که گنج نامه ای یافت … | حکایت”