جملاتی زیبا از رابیندرانات تاگور

عشق معمایی جاودانه است، زیرا هیچ چیز آن را توضیح نمی دهد.

پروانه لحظات را می شمرد نه ماه ها را، با این حال زمان کافی دارد.

آب درون ظرف، شفاف است؛ آب دریا اما تیره. حقیقت های کوچک کلماتی شفاف دارند، حقایق بزرگ اما سکوتی عظیم.

زمانی در این دنیا زندگی می کنیم که دوستش بداریم.

معنای ما نه در جدایی آن از خدا و دیگران، که در درک پیوسته یوگا یا یگانگی باید جستجو شود.

کسی که طالب انجام نیکی است، در را می کوبد؛ او که عاشق است، در را گشوده می یابد.

دانش هستی | ملاقات اینشتین و تاگور

رابیندرانات تاگور و آلبرت اینشتین همدیگر را از طریق دوست مشترکشان دکتر مندل ملاقات کردند.
تاگور، اینشتین را در خانه اش در “کاپو” در حومه برلین در ۱۴ جولای ۱۹۳۰ ملاقات نمود و سپس اینشتین به او در خانه مندل سر زد. هر دو گفتگو ضبط شدند و این عکس نیز در همان هنگام گرفته شد. خلاصه ای از گفتگوی ۱۴ جولای در اینجا آورده شده است که نسخه کامل آن در مجله “The Religion of Man” (مذهب انسان) همان سال در قسمت پیوست در صفحات ۲۲۲ تا ۲۲۵ موجود است.

tagor & einstein
ادامه خواندن “دانش هستی | ملاقات اینشتین و تاگور”