بیست و یک سخن | جملات قصار از جبران خلیل جبران

بیست و یک سخن از جبران خلیل جبران

۱-
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،
اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.
ادامه خواندن “بیست و یک سخن | جملات قصار از جبران خلیل جبران”

جملات قصار از جبران خلیل جبران

بوی تو نفس من خواهد شد و ما با هم در همه فصلهای زندگی شاد و مسرور خواهیم بود.

عشقی که هر روز تازه تر نشود، اندک اندک به عادت تبدیل می گردد و رنگ بردگی به خود می گیرد.

عاشقان چنان یکدیگر را در آغوش می گیرند که بینشان چیزی فراتر از رابه بین دو جسم مطرح است.

ادامه خواندن “جملات قصار از جبران خلیل جبران”

زندگی نامه جبران خلیل جبران

از من می‌پرسید که چگونه دیوانه شدم. چنین روی داد: یک روز، بسیار پیش از آن که خدایان بسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همه نقاب‌هایم را دزدیده‌اند. پس بی‌نقاب در کوچه‌های پر از مردم دویدم و فریاد زدم “دزد، دزد، دزدان نابکار”. مردان و زنان بر من خندیدند و پاره‌ای از آنها از ترس من به خانه‌هایشان پناه بردند. هنگامی که به بازار رسیدم، جوانی که بر سر بامی ایستاده بود فریاد برآورد “این مرد دیوانه است”. من سر برداشتم که او را ببینم؛ خورشید نخستین بار چهره برهنه‌ام را بوسید. نخستین بار خورشید چهره برهنه مرا بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم و دیگر به نقاب‌هایم نیازی نداشتم.

جبران خلیل جبران عارفی است که در ایران به هیچوجه نمی‌توان از محبوبیت‌اش چشم‌پوشی کرد؛ نویسنده‌ای که آثارش بارها و بارها به فارسی ترجمه شده است. آنقدر حائز اهمیت که حتی نجف دریابندری مترجم صاحب نام ایرانی هم تصمیم گرفت اثر معروف این نویسنده یعنی “پیامبر” را به فارسی ترجمه کند.
ادامه خواندن “زندگی نامه جبران خلیل جبران”

درباره خودآگاهی | از کتاب “پیامبر” سروده جبران خلیل جبران

و مردی پرسید: برای ما از خودآگاهی بگو”
و او این گونه پاسخ داد که:

قلب‌های شما در سکوت است که اسرار روزان و شبان را درمی‌یابد.
اما گوش‌های شما {همچنان} در عطش نوای دانش قلب است.
باشد که کلامی بدانید که با آن افکار را دانسته‌اید.
ادامه خواندن “درباره خودآگاهی | از کتاب “پیامبر” سروده جبران خلیل جبران”