زندگی نامه راجاجاناکا | حکیم فرزانه هندی

“راجاجاناکا” استادی بزرگ است که در حدود ده هزارسال پیش زندگی می کرده است . “راجا” عنوان پادشاه و فرمانروای سلسله میتیلا MITHILA در منطقه بیهار در هند باستان بود. او یک فرمانروای ایده آل بود، مثل “فیلسوف – شاه” که به وسیله سقراط توصیف شده است.

“جاناکا” نشان داد که چگونه می توان یک جامعه را تشکیل داد و آن را بر اساس قوانین الهی اداره کرد. او پادشاهی خردمند، با بصیرت و قصرش محل ملاقات جستجوگران و دانشمندان بود. با وجود پادشاه بودن، به اندازه ای به دور از وابستگی های دنیوی بود که همه حکیمان و فرزانگان معاصرش از وی به بزرگی یاد می کردند و در برابرش خضوع داشتند. او درباره لزوم تولد دوباره صحبت کرد، اما در آن دوران فقط یک نفر خودآگاهی اش را دریافت نمود. داستانی زیبا در مورد این پادشاه و حکیم فرزانه وجود دارد:

راجاجاناکا از تمام تجملات و نعمت‌های زندگی برخوردار بود و در قصر زندگی می‌کرد. در یکی از روزها که هزاران نفر در صفوف منظم می‌رفتند، تا بر اقدام او مروارید نثار کنند، “نیچیکتا”، جستجوگر حقیقتی که بعدها خودآگاهی اش را دریافت کرد، در قصر جاناکا میهمان بود، او در این اندیشه بودکه شاید بشود یک مروارید برای خودش بردارد. در حالی که این اندیشه را در ذهن داشت، نزد پادشاه رفت، و خودآگاهی اش را از او درخواست کرد، اما راجاجاناکا پاسخ داد:

می‌توانم به تو تمام حکومتم را بدهم، اما خودآگاهی را نمی توانم، زیرا تو با فکر و اندیشه پول مسخ شده‌ای و چنین فردی نمی‌تواند به خودآگاهی برسد.

راجاجاناکا اعتقاد داشت که توجه باید فقط و فقط معطوف به خداوند باشد و می گفت:

اگر جز خداوند چیزی در ذهن نباشد، لذت و حقیقت جاری خواهد شد

و خود نیز همان گونه زیست که به دیگران آموخته بود.

کندالینی و چاکراها

3 دیدگاه برای “زندگی نامه راجاجاناکا | حکیم فرزانه هندی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *