درس اخلاق | داستان کوتاه

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ۵ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند.
روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.
معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟» بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

نتیجه اخلاقى داستان
کینه هر کسى را که به دل دارید بیرون بریزید وگرنه باید آن را تا آخر عمر با خود حمل کنید. بخشیدن دیگران بهترین کارى است که می‌توانید بکنید. دیگران را دوست بدارید حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند.

58 دیدگاه برای “درس اخلاق | داستان کوتاه”

  1. واقعا زیبا بود این مطلب را برای درس آزاد خود را نوشتم البته با ذکر منبع لطفا مطالب جدید بگذارید ممنونم

  2. خخخخخخخخخخخخخخخخخخییییییییللللللللییییی عععععععععععععععععااااااااللللللللللللللللیییییییییی ببببببببببببببببببببببووووووووووووووووووددددددددددد مممممممممممممممممممتتتتتتتتتتتتششششششششششککککککککککرررررررررررممممممممم من این داستانو برای درس ازاد فارسی ام نوشتم

  3. ریشه فساد ناشی از نظام آموزشی و تربیتی

    ۲۱۸- کل فساد و واژگونسازی ناشی از آموزش و تحصیل اجباری حاصل حفظ کردن

    است زیرا واقعه منی کردن و خودی ساختن پدیده ها، در همین جریان حفظ کردن در

    حافظه است که واقعه ای براستی شکنجه بار برای کودکان و نوجوانان است که

    مهمترین انگیزه نفرت از آموزش و تعلیم و تربیت است. که این امر نیز حاصل نیت

    والدین و مسئولین آموزشی در مسئله آموزش و تحصیل و تعلیم و تربیت می باشد که

    همان اراده به سلطه و مالکیت جهان است، اراده به دکتر و مهندس و دانشمند و رئیس

    و وزیر و وکیل و شاه شدن! یعنی نیت استکباری بشر در امر آموزش اساس واژگونسازی

    شعور و ایمان و اراده و فطرت بشر است و کفرش! و این مصداق قلم ضد قلم و علم ضد

    علم است زیرا ذات قلم و علم، عبودیت و عدالت و محبت و ایمان است نه سلطه و ستم و

    برتری جوئی! این عین نماز ضد نماز معاویه و ابن ملجم و شمر است که بجای تقرب

    الی الله تقرب الی الشیطان می آورد.

    از کتاب ” سرّ ایمان ” استاد علی اکبر خانجانی

  4. ممنون بسیار آمونده بود . من در درس آزاد فارسی کلاس ششم نوشته ام چون مربوط به فصل دین و اخلاق بود.باز هم یک دنیا ممنون:)

  5. عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  6. خیلی صریح و گویا بود. ای کاش ما روزانه این داستانهای آموزنده رو در کنار نیایش هامون بخونیم تا بتونیم در رفتار روزانمون تجدید نظر بکنیم. کینه انسان رو از سعادت دور میکنه

  7. مرررررررررررررررررررررررررررررررسی بسسسسسسسسسسسسسیارررررررر عالی بود من درس اخلاق رو برای درررررررررررررررررررررررررسسسسس اااااااااااااااااااااااااااااااااااااازاااااااااااااااااااااااااااااااادددددددددددددددمممممممم ننننننننننننننووووووووووووشستتتتتتتتتتتتممممممممممم ببببببببببببببببببببباااااااااااااازززززززززززززززززززمممممممممممممممممم تتتتتتتتتتتتتتتشششششششششششککککککککککککککککککررررررررررررررررررررر مممممممممممممممممیییییییییییییییی ککککککککککککککککنننننننننننننننننننننمممممممممممم ببببببببببببببسسسسسسسسسسسسسسسسسسیییییییییییییییییییییییییییییاااااااااااااا ر

  8. نتیجه داستان: به تعداد هر نفری که از آنان بدشان می آمد سیب زمینی گندیده داشتند، به تعبیری در برابر هر نفرت یک گندیدگی یا بوی گند. کسی که با هیچ کسی دشمنی ندارد کیسه او از بوی هر نفرتی خالی است و به هر تعداد که نفرت بیش تر تعفن وجودی تو بیش تر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *